X
تبلیغات
گیلان ، استان زیبای من - خلاصه قسمت 39 سریال جواهری در قصر

در پایان قسمت 38 دیدیم که یانگوم برای پخت غذای ملکه به آشپزخانه میرود گیومیونگ که یانگوم را در آشپزخانه دربار می بیند او را تهدید کرده و از آشپزخانه بیرون می کند یانگوم مجبور می شود تا در آشپزخانه یونسنگ به طبخ غذای سفارشی ملکه کند. گیومیونگ برای ملکه غذا می برد ولی ملکه به او می گوید که امشب از غذای یانگوم خواهد خورد و گیومیونگ با ناراحتی غذایش را بر می گرداند. گیومیونگ از دستیار پزشک یوئل لی می خواهد تا به اتاقش برود.یانگوم هم برای دیدن داگو و همسرش به خانه او می رود و به خاطر شدت خستگی خوابش می برد.گیومیونگ و یوئل لی نیز آن شب وارد معامله ای می شوند و قرار می شود یوئلی یانگوم را از قصر اخراج کند و در عوض گیومیونگ دستمزد تعیین شده ای را به او بدهد. از طرفی دیگر شاه فرمان می دهد به دلیل شیوع طاعون در حاشیه شهر و قحطی ، پیگیری جدی صورت گیرد و از پزشک ارشد و دستیارانش می خواهد تا  به منطقه شیوع رفته و از شیوع بیشتر بیماری جلوگیری شود. یوئل لی که شیوع بیماری را فرصت مناسبی برای ضربه به یانگوم می بیند در جلسه پزشکان تمایل خود را به اعزام به منطقه شیوع بیماری صریحاً اعلام می کند. البته قبل از اعزام خود به منطقه ، از یانگوم می خواهد تا از این پس او به جایش از ملکه مراقبت کند. یانگوم بدون اطلاع از وضعیت از انجام وظایف قبلی باز می ماند و همه تصور می کنند او برای جلب اعتماد ملکه  ، خود مبادرت به رسیدگی به او نموده است و او را تنبیه می کنند و بدین ترتیب یانگوم اولین ضربه را از سوی یوئل لی می خورد! و یانگوم دوباره چهره موزیانه یوئل لی را می بیند. یانگوم که به تمیز کردن اتاقهای دستیاران تنبیه شده بود اتاق ها را مرتب می کند ولی ضربه دوم دیگری از جانب یوئل لی به او می رسد زیرا لیست داروها  را در لابلای کتاب های مرتب شده یانگوم پنهان می کند و چهره او را نزد پزشکان منفور تر می سازد و همه فکر می کنند او این کار ها را به خاطر کنار زدن یوئل لی انجام می دهد. یانگوم زمانیکه به یوئل لی تذکر می دهد که خواسته او بوده که یانگوم به ملکه رسیدگی کند یوئل لی همه چیز را انکار می کند و یانگوم که می بیند یوئل لی همه چیز را انکار می کند با او بحث می کند و حتی به او هشدار می دهد ، بی اطلاع از اینکه پزشک شین پشت سر او ایستاده و مشغول گوش دادن به صحبت های اوست یوئل لی هم از فرصت استفاده می کند و خود را مظلوم جلوه می دهد و بدین ترتیب سومین ضربه کاری تر از طرف یوئل لی به سوی یانگوم روانه می شود. پزشک شین سریعاً یانگوم را به بخش اداری منتقل می کند. ولی چون او مورد توجه ملکه بود پزشکان تصمیم می گیرند در عوض او را به منطقه شیوع طاعون اعزام کنند و بالاخره یانگوم و سایر دستیاران و عوامل به منطقه شیوع طاعون اعزام می شوند و از بخش نظامی سربازان تحت فرماندهی افسر مین جانگ هو به منطقه اعزام می شوند و یانگوم از این موضوع ابراز خشنودی می کند. در منطقه شیوع بیماری رئیس پزشکان که او نیز قصد ضربه زدن به یانگوم را داشت او را فراخوانی می کند و به او کلید داروخانه را می دهد و از او می خواهد تا مسئول داروخانه باشد و میزان داروها را مدیریت کند. او به خوبی می دانست که میزان دارو برای بیماران کافی نیست! به علت اعلام پزشک مسئول از شدت شیوع بیماری و عدم امکان کنترل بیماری و فقدان دارو ، افسر مین جو برای تهیه دارو به شهر همجوار اعزام می شود و اما توطئه دیگری علیه یانگوم شکل می گیرد. به رئیس پزشک اعلام می شود که فردی را دستگیر کرده اند که قرصهای پزشک را به بیماران می فروخت و البته او نیز یانگوم را بانی این امر معرفی می کند و یانگوم در دردسر بزرگی می افتد و البته این بار یانگوم شانس بزرگی می آورد زیرا کلید داروخانه را تحویل پزشک جو داده بود پزشک مسئول و یوئل لی که اینبار نقشه شان نگرفته بود در صدد راهی بهتر و قوی تر جهت زدن ضربه کاری به یانگوم بودند در همین زمان ، مین جو از اطراف بر می گردد و خبر شیوع بیماری به شهرهای اطراف را گزارش می دهد لذا پزشک مسئول اعلام می کند برای جلوگیری از شیوع طاعون و رسیدن آن به حوالی قصر ، شهر را قرنطینه کنند و به رئیس بانوان پزشک اعلام می کند تا دستیاران را از این وضعیت مطلع کنند یوئل لی با زیرکی به یانگوم می گوید تا برای تهیه دارو به شهر یونگ جی برود و با خود دارو بیاورد و تا ساعت 10 صبح برگردد یانگوم که از وضعیت اضطراری منطقه و اعلام قرنطینه با خبر نبود عازم شهر مجاور می شود یانگوم نیز فرمان را اجرا می کند ولی هنگامیکه به شهر مجاور می رسد متوجه می شود آن شهر نیز طاعون زده است و داروخانه آن شهر دارو ندارد البته بالاخره با دادن پول بیشتر مقداری دارو تهیه می کند و به مبدا باز می گردد ولی پس از بازگشت متوجه می شود  که تمامی پزشکان از شهر خارج شده اند و شهر در قرنطینه است! و به ماموران امنیتی دستور داده می شود تا از هرگونه ورود و خروج به شهر به هر قیمتی جلوگیری شود یانگوم که همه مردم شهر را در حال فرار می بیند متوجه می شود که یوئل لی به او چه حقه ای زده است و از این حقه مبهوت می شود وبه سوی دروازه شهر می رود ولی می بیند امکان خروج از شهر برای هیچ کس و هیچ مقامی ممکن نیست و حتی سربازان با شمشیر مردم را تهدید می کنند.افسر مین جو ، متوجه می شود که یانگوم در شهر باقی مانده است لذا تلاش می کند تا وارد شهر شود ولی به او نیز اجازه داده نمی شود.ولی او که خیلی نگران یانگوم بود مجبور می شود به زور وارد شهر شود و پس از جستجو یانگوم را آشفته و ناامید در گوشه ای می یابد و از او می خواهد تا سریعاً با او از شهر خارج شود ولی یانگوم با کمال تعجب امتناع می کند و می گوید من شرایطم با مردم اینجا یکسان است.من نیز از سوی پزشکان دربار  طرد شده ام و دوستانم مرا رها کرده اند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 9:20 | لینک  |