تبليغاتX
گیلان ، استان زیبای من

وجود دو بقعه امام زاده ابراهیم و امام زاده اسحق در شهرستان شفت این شهرستان را در زمره یکی از شهرستانهای زیارتی و ساحتی گیلان و حتی کشور تبدیل کرده است .که هر ساله بویژه در فصل تابستان پذیرای صدها هزار زائر و گردشگر از گوشه و کنار کشور می باشد.

امام زاده ابراهیم (ع) از فرزندان امام موسی (ع) و برادر اما رضا (ع) می باشد که مرقد مطهر آن بزرگوار در 30 کیلو متری شفت و در دهستان چوبر در یک منطقه زیبای ییلاقی در دامنه کوه اسلار و ونی قرار دارد که دارای یکصد خانوار ساکن و ششصد خانوار فصلی می باشد

در سال 206 قمری عده ای از امام زادگان و سادات از جمله آقا سید جلال الدین اشرف و امام زاده هاشم به قصد خونخواهی آقا امام رضا(ع) از مدینه به شهر قم مهاجرت می نمایندو سپس به قزوین و طبرستان و گیلان مهاجرت می نمایند سرخاب حاکم قزوین به تعقیب آنها پرداخته و امام زادگان نیز با آنها مبارزه می کردند  تا اینکه در مصافی آقا سید جلال الدین و امام زاده هاشم به شهادت می رسند و بقیه راهی جنگلها می شوند.

امام زاده ابراهیم به همراه برادش اسحاق و خواهر کوچکش خیرالنسا راهی شفت می شوند. و در دوراهی چوبر از هم جدا می شوند .در تعقیب امام زاده ابراهیم به همراه پیر مردی برای گذر از منطقه در دام پیر زنی گرفتار و و با زهر آن ملعون به شهادت می رسند که مقبره آن پیر مرد به بابا رکاب مشهور است و در سر راه مرقد امام زاده ابراهیم قرار دارد .و امامزاده اسحاق و خواهر گرامیش نیز با تعقیب دشمنان در منطقه ییلاقی سیاه کوه در فاصله چند کیلومتری از بقعه امام زاده ابراهیم به شهادت می رسند و مرقد این دو بزرگوار نیز زیارتگاه عاشقان و دلسوختگان آن حضرت است

عکسی دیگر از امام زاده اسحق

امام زاده ابراهیم(ع)همچون نگینی در شهرک چوبی پرتو افشانی می کند که با ویژگیهای منحصر به فرد برای هر زائری جذاب و دیدنی است.... 

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:40 | لینک  | 

با سلام

سال گذشته وقتی پرشین بلاگ برای مدتی حک شد من در اوایل راه بودم و بخاطر علاقه ای که در این مورد داشتم تصمیم گرفتم با همان نام کارم را شروع کنم وتا کنون اکثر شهرهای استان گیلان را به علاقه مندان معرفی کرده ام چهار شهر باقیمانده را هم به زودی معرفی خواهم کرد

در این راه دوستان زیادی با من همراه بوده و از طریق کامنتهایشان تشویقم کردند. در اینجا جا داره از همه شما عزیزان تشکر نمایم و برای همگی شما بزرگواران آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگی دارم.

در ادامه چند عکس که خودم تهیه کرده ام به شما هدیه می نمایم. انشاله مورد قبول واقع بشه

باغ پدرم

 

باغ پدرم

 

رستم اباد

 

ورودی لوشان

 

آستانه اشرفیه

 

آبشار زیبای لاهیجان

 

بازم عکس دارم انشاله تا بعد....

 

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:14 | لینک  | 

با عرض سلام

تیم فوتبال پگاه رشت فردا برای کسب عنوان قهرمانی جام حذفی به مصاف تیم استقلال تهران خواهد رفت این در حالیست که این تیم در بازی رفت خود در رشت بانتیجه یک بر صفر به پییروزی زسیده .

به امید قهرمانی این تیم خوب گیلانی

و موفقیت همه گیلانیها

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:19 | لینک  | 

زندگی با تمام فراز و نشیبش باز هم زیباست

البته اگر قدرش را بدانیم این آپم تکراریست بخاطر همین خیلی خلاصه اش کردم

البته از تمامی دوستانی که بهم سر زدند عذرخواهی میکنم . چون نتونستم به آنان سر بزنم

نوشته شده توسط سعید در ساعت 17:13 | لینک  | 

امسال نیز طبق ۱۰ سال گذشته اگر ایام عید به بندر انزلی رفته باشید عکس سیروس قایقران و پسرش را می دیدید چرا که سالروز وفاتش نزدیک بوده و به یاد این بزرگمرد فوتبال مراسم گرفته می شود.... و به همین دلیل فرصتی پیش امد تا درباره سیروس قایقران افتخار فوتبال گیلان و ایران مطلبی بنویسم

روحت شاد

زنده یاد سیروس قایقران در اول بهمن ماه 1340 در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد. سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد. وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهره های اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند. وی در سالهای 57 تا 63 افتخارات زیادی را برای ملوان و گیلان به ارمغان آورد مانند دو گلی که وارد دروازه پرسپولیس کرد و یا گل زیبایی که وارد دروازه تیم منتخب مازندران نمود.

در این دوران وی به عنوان یک بازیکن استثنایی  با ویژگیهای اخلاقی عالی و منش پهلوانی در میان عموم مردم محبوب گردید. وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه افراد به او علاقمند بودند . لبخندهای صمیمی اش هیچگاه از لبان او دور نمی شد و قلبش مانند دریا پاک و بی آلایش بود.

سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 66 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که شادروان دهداری بازوبند پرافتخار کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست. در سال 67 در جام ملتهای آسیا در قطر ، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 69 تیم ایران را با گلهای زیبایش پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.  سیروس در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در آسیا و اروپا هم به عنوان یک بازیکن استثنایی مطرح گردید و با وجود داشتن پیشنهاد از تیمهای آلمانی به الاتحاد قطر پیوست. سیروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتی بازی در قطر ، مجددا به تیم اول خود ملوان پیوست و این تیم را قهرمان جام حذفی و راهی مسابقات آسیایی کرد.

سیروس در سال 72 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد. وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد .

در سالهای 76 و 77 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 77  که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانواده اش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون خاور تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید. روحشان شاد و قرین رحمت باد.

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 22:49 | لینک  | 

برای به دست آوردن چیزی که تا به حال نداشتی، ‌بایدچیزی شوی که تا به حال نبودی.

افکار به کلام تبدیل می شود،

کلام به عمل تبدیل می شود،

عمل به عادت ها تبدیل می شود ،

عادت ها به شخصیت تبدیل می شود

و شخصیت به سرنوشت تبدیل می شود .

سعی کن چیزی را که دوست داری به دست بیاوری و گرنه مجبور خواهی شد چیزی را که به دست آورده ای دوست داشته باشی....

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 5:37 | لینک  | 

روزنامه ایران در شماره 3694 خود که  امروز  اول مرداد منتشر شد در صفحه 20 به نقل از خبرنگار واحد رشت خود چنین نوشت :  لاله آبی تالاب انزلی که هر ساله اواخر خرداد تا اوایل تیر به گل می نشست ، امسال به شدت کاهش یافته است و ...

تصویر گل ( سل باقلا )

جالبه که قبلا که ما به مرداب انزلی می رفتیم هرکدام شاخه ای از گلهای لاله را که خیلی هم زیاد بودند ، می کندیم و از برگهای پهن آن بعنوان کلاه و سایه بان جهت مقابله با آقتاب استفاده می کردیم . بعدها هم از این منطقه بخاطر زیبایی بی نظیرش جهت پیش فیلم عروسیها و مراسم نامزدی استفاده می شد و... امیدوارم همه دوستان در جهت  نگهداری از این میراث گرانبهای طبیعت کوشا باشند تا چند سال دیگر که نوبت نسلهای بعدی میرسد چنین مناظری فقط از طریق عکس و فیلم وخاطره به آنان ارائه نشود .

نوشته شده توسط سعید در ساعت 17:34 | لینک  | 

یکی از رشته های صنایع دستی که طی چند سال اخیر در استان گیلان رواج یافته و عموم مردم آنرا سبد بافی می نامند ، مرواربافی می باشد . مروار یک نوع چوب ترکه ای اسـت که از اطراف تهران ، کرج ، سولقان ، بهارِ همدان ، ملایر و مراغه تهیـه می شود .  البته تهیـهٔ آن درمنـاطق دیگر نیز امکان پذیر بوده و حتـی در مناطـق جنـوبی کشور از جمله خوزستان، اطراف سفید رود ( آستانه اشرفیه خودمان ) نیز احتمالاً تولید آن رواج دارد .

نمونه 1

مرواربافان پس از تهیهٔ ترکه از مناطق فوق ، آن را انبار نموده و به تدریج پس از گرفتن زوائد آن ، ترکه ها را از طول به سه یا چهار قسمت تقسیم نموده و آنها را در( دیگ ) پاتیل های مخصوصی با آب می جوشانند و (پوست ) لایهٔ رویی آن را می گیرند و پس از خشک شدن جهت بافتن از آنها استفاده می کنند . مروار دارای ویژگیهای خاص خود می باشد . رنگ آن زرد است و وقتی روغن جلا می خورد به رنگ طلایی در می آید .

سبد 2

لازم به توضیح است که نوع نامرغوب آن بیشتر به رنگ سیاه و سبز می باشد . پس از بافتن مروار باید آنرا نزدیک به ۴۸ ساعت در معرض آفتاب بگذارند و این کار بدین جهت انجام می گیرد که بر اثر تابش نور آفتاب به ترکه های مروار ، رنگ آنها روشن تر شده و به رنگ طلایی در می آید .

سبد 3

محصولاتی که مرواربافان تولید می کنند : سبـد گردکوچک و بزرگ ـ سبد بیضی کوچک و بزرگ ـ سبد قایقی کوچک و بزرگ ـ کاسه در اندازه های مختلف ـ سبد کشکولی ـ سبد جای میوه ـ سبد پنجره ای ـ ساک پیک نیک ـ سبد دو طبقه سبد سه طبقه ـ جای لباس ـ جای بچه ـ جای روزنامه ـ انواع لوستر ـ انواع شکلات خوری ـ جای تخم مرغی ـ میز و صندلی ، مبل ، کتابخانه و محصولات متنوع دیگر . در مرواربافی علاوه بر ترکه های مروار ، از مواد دیگری مانند تختهٔ سه لائی ، انواع میخ ، روغن جلا و مفتول های سیمی نیز استفاده می شود و ابزارآلات تولید مروار عبارتست از اره ، رنده ، چکش ، انبردست ، گازانبر و قیچی باغبانی . مرکز اصـلی فعالیـت دست اندرکان این صنعت اطراف آستانهٔ اشرفیه و مخصوصاً قریهٔ ْ کـورکـا ْ ، می باشد و به طور پراکنده در مناطق دیگر استان گیلان از جمله اطراف بندرکیاشهر و در صیقلان تولم ( بازار جمعه یا تولم شهر ) نیز دیده می شود .  

نوشته شده توسط سعید در ساعت 16:4 | لینک  | 

 

دوستانی که تابحال با من همسفر بوده اند، اکثراً از آهنگ عذر خواه (خواننده رشتی) که گوش می دم خوششان می ياد. من هم بخاطر احترام به سليقه اين عزيزان متن آهنگ را در اينجا قرار داده تا شايد علاقه مند ديگری هم باشد.

امروز آفتاب ننمه از کو طرف بیرون بامو که گومه کودی تی رایه

بو خدا حیرانمه که پس از دو سال الان بیدمه تی روی مایه

 وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

بوشوی تو جی می ور ندیی مره خبر 

کور من تی دوری وستی دیوانه بوستم

تی عشق جه تو دنیا افسانه بوستم

وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

دیل تی وستی نالان بو چوم تی وستی گریان بو

غم همش می میهمان بو یار تیشین سیر از جان بو

وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 15:22 | لینک  | 

  

krai vk'd 'dghk

گیلان یکی از استان های شمالی ایران است که 14711 کیلومتر مربع وسعت دارد. رشته کوههای البرز، همانند دیواری در غرب و جنوب گیلان کشیده شده است؛ به همین سبب، آب و هوای گیلان، معتدل و در اکثر نقاط دارای رطوبت بالایی است. گیلان مرطوبترین ناحیه کشور است و سالانه بیش از 2000 میلیمتر باران دارد. بخش وسیع گیلان جلگه ای و مابقی کوهستانی است. بیش از 40 رودخانه در گیلان جاری است که مهمترین آنها سفیدرود است. گیلان منطقه ای کشاورزی است که مهمترین محصولات آن عبارتند از برنج، چای، زیتون، مرکبات، ابریشم، شیر، گوشت، مرغ، ماهی، خاویار، مربا و انواع شیرینی و کلوچه.

گیلانیان در دوره های قبل از اسلام؛ کم و بیش آزاد و مستقل زندگی می کردند و با تشکیل پادشاهی های کوچک بر سرزمین خود فرمان می راندند. هنگامی که یزدگرد سوم، آخرین شهریار ساسانی در حال فرار از چنگ سپاهیان عرب به دست آسیابانی کشته شد، در کناره های خزر، گیلان، طبرستان، رویان و گرگان؛ چند خاندان از شاهزادگان محلی و بزرگان ساسانی فرمانروایی می کردند. بعضی از آنها مطیع یا متحد دربار ساسانی به شمار می رفتند و برخی نیز مستقل یا نیمه مستقل بودند. بعد از یزدگرد، اغلب خاندان های مزبور طی سالهای طولانی سپاهیانی را که خلفای بغداد برای گشودن این نواحی گسیل می داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها یعنی سادات علوی پناه میدادند. گیلانیان و دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوه های البرز به مقاومت قهرمانانه ای دست زدند و از ورود تازیان به سرزمین های خود جلوگیری کردند. قسمت های وسیعی از کرانه های خزر، مخصوصا گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی پایداری و استقامت و دلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش تا دو قرن و نیم بعد از حمله اعراب در برابر سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به تسلیم ندادند. رشته کوه های بلند و صعب العبور البرز از یک سو و آب های متلاطم دریای خزر از سوی دیگر این خطه را به صورت دژ جنگی مستحکمی در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومت های دلیرانه علیه اعراب یاری می کرد. با تمام توانایی و قدرتی که کشورگشایان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه های خزر، سر به اطاعت آنان فرود نیاورده استقلال و آزادی خود را حفظ کردند.

تا اواسط قرن سوم هجری یعنی دویست و پنجاه سال پس از ظهور اسلام، مردم گیلان با آئین جدید آشنایی نداشتند زیرا از زمان حمله اعراب به ایران جنگ و ستیز میان آنان و اعراب جریان داشت. ابن حوقل جغرافی دان معروف قرن چهارم هجری در اثر ارزنده خود به نام "صوره الارض" به دفعات گیلان را، در قرون اولیه هجری مورد تایید قرار داده است. او در معرفی کوه های دیلم می نویسد: "اما سبب این که جبال دیلم به همین نام خوانده شده است این است که استقلال دارد و پادشاهانی در آنجا حکومت می کنند".

گیلان یکی از زیباترین مناطق ایران است که هرساله پذیرای تعداد بیشماری از ایرانگردان داخلی و خارجی است. جنگل های زیبا و ییلاق های مصفای کوهستان های غرب و شرق گیلان، سواحل زیبای دریای خزر و تالاب بین المللی انزلی که از ویژگی های منحصر به فرد گیلان است و دهها مرکز تاریخی، مذهبی و تفریحی، شاهد انبوهی از جمعیت بازدیدکننده در تمام فصول سالند.

شاید دور از واقعیت نباشد اگر بگوییم که مهمترین جاذبه استان های شمالی و البته به طبع آن گیلان عزیز؛ دریاچه خزر باشد. دریایی که به واسطه نجیب بودن و دوری جستن از سایر آب های آزاد دنیا دچار کم لطفی شده و لقب دریاچه را به خود اختصاص داده. دریایی بسیار زیبا که انسان را در همان دیدار اول شیفته خود می کند و ساعت ها می توان به حرف هایش گوش داد و با آن سخن گفت. دریایی که هر وقت بخواهی به افق آن نظر بیفکنی؛ تنها چیزی که می بینی مروارید اشک های چشمانت است که از داشتن همچون نعمتی بی اختیار بر بی کرانی آن بوسه می زند.

منابع:
anobanini
malavan (dot) net
fa (dot) wikipedia (dot) org
guilan.blogfa.com
جغرافیای استان گیلان، وزارت آموزش و پرورش

نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:44 | لینک  |