تبليغاتX
گیلان ، استان زیبای من

متاسفانه تیم ملی فوتبال ایران که خیلی به خودش مغرور بود و همه اعلام می کردند که کره جنوبی را مثل کف دستمان می شناسیم در برابر این تیم شکست خورد و از دور مسابقات خارج شد. فوتبالست هم نشدیم که به واسطه آن کمی وقت گردش پیدا کنیم یا بهتر بگویم چند کشور مختلف را از نزدیک ببینیم . چون دیگه بدتر از اینها بازی نمی کردیم که ....

بهر حال . ماکه حالمون گرفته امیدوارم در آینده جبران کنند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 16:48 | لینک  | 

شهر تاریخی ماسوله

هرجا كه تنوع طبيعي و انساني - تحت سيطره زمان و تاريخ - درهم مي آميزد، نوعي از الگوهاي زيستي شكل مي گيرد، كه به نوبه خود مي تواند استثنائي و منحصر به فرد باشد. ماسوله، نمونه بارزی از اين  نوع زيستگاه تاريخي بشر است، كه به عنوان يك اثر ملي در سال 1354 شمسي به شماره 1090 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. اين شهر تاريخي، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگي خارق العاده ميان انسان و طبيعت. نمونه بارزی به شمار می آيد. ماسوله در عرض جغرافيائي 13و09و37 شمالي و طول جغرافيائي 14و59و48 شرقي و در منتهي اليه منطقه مرطوب خزري، واقع در دره رودخانه اي كه سرچشمه هاي آن نزديك دومين قله بلند كوه هاي طالش (ماسوله داغ با ارتقاع 3050 متر‌) است قرار دارد. ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1050 متر و اختلاف بين پايين ترين و بالاترين نقطه اين شهر كوهستاني بيش از 120 متر است . آميزه اي از فرهنگ هاي سه گانه طالش، تركي و گيلكي از يكسو و طبيعت هاي سه گانه جنگلي، مرتعي و كوهستاني، از سوي ديگر، فرهنگ و تمدن خاصي را به وجود آورده كه اولين نمايه كالبدي آن، شهرسازي و معماري خاص ماسوله است. در حالي كه اين كالبد، متاثر از ارتباطات پيچيده و ويژه اجتماعي و اقتصادي اين زيستگاه كهن مي باشد، به شدت بر ارتباطات فوق تاثير گذار است.

نمایی از شهر تاریخی ماسوله

بدين ترتيب در يک همكنش مداوم و مستمر، پويائي شگفت انگيزي در حيات تاريخي الگوهاي زيستی ماسوله به وجود آورده است. اين شهر تاريخي در وسعتي معادل 6/1 هكتار و در چهار محله ي خانه بر، كشه سر، اسدمحله و مسجدبر شكل گرفته است. داراي بازاري در چهار طبقه مي باشد که هر چهار محله بطور مستقل به بافت بازار شهر ارتباط بي واسطه دارند. در حال حاضر در ماسوله بيش از 350 واحد مسكوني وجود دارد كه در گذشته (حدود صد سال پيش)، اين تعداد  به 600 واحد بالغ مي گرديده است. وجود بيش از 120 واحد تجاري در محدوده بازار آن، بيش از 6 كاروان سرا، دو حمام قديمي، بيش از 33 چشمه  عمومي، ده مسجد و پنج امام زاده حاكي از رونق و شكوفائي اين شهر در دوره هاي متاخر  مي باشد. جمعيت ماسوله طي 60 سال گذشته از حدود 3500 نفر به  900 نفر كاهش يافته است. اين امر نشانه سير نزولي تاريخ اين شهر كهن  است. انسانهائي كه در يك زندگي كاملا سازگار با طبيعت، اين زيستگاه و اين كالبد شهر ي و معاري خارق العاده را خلق كردند، اگر مي دانستند آيندگانشان اين گونه با دست آوردهايشان رفتار مي كنند، بي شك، به سادگي آنها را به آيندگان نمي سپردند در ده های اخير و به دلايل گوناگون  هويت تاريخی  فرهنگی و زيست محيطی اين مجموعه نادر مخدوش شده است و وضعيت فعلی اين بافت باارزش در شأن شهرت قبل نمی باشد.

نمایی از معماری ماسوله

با اين همه شهرت و محبوبيت ماسوله در ميان پنج شهر ـ روستاي شگفت انگيز (ابيانه، كندوان،  ميمند و سرسيد آقا) زبان زد خاص و عام است. شايد ساليانه چند هزار نفر مسافر از اين شهر تاريخي و مناظر تاريخي و طبيعي آن ديدن مي كنند. اين تعداد مسافر بيشتر در سه ماهه تابستان از اين شهر بازديد مي كنند، چرا كه هواي آن در اين فصل معتدل و مرطوب است. گرچه كه زيبائي هاي آن در سه فصل ديگر سال چه بسا بيش از تابستان است. تمامي مسافراني كه علاقه مند به استفاده از مناظر طبيعي هستند در سه فصل بهار، پائيز و زمستان. مي توانند شاهد مناظري بديع از طبيعت باشند. آنان كه جوياي فضائي آرام، ساكت و خلوت هستند نيز در اين سه فصل ماسوله را بسيار مناسب خواهند يافت.  از شاخصه هاي شهري ماسوله، مي توان از بازار آن نام برد. بازار ماسوله درواقع قلب اين شهر بوده و هست و از پرجاذبه ترين نقاط ديدني اين شهر براي علاقمندان به بناها و شهرهاي قديمي است. بازار درچهار سطح مستقل از هم شكل گرفته است. مغازه های دو سطح تحتانی، يک طبفه و مغازه های دو سطح فوقانی دو طبقه ساخته شده است. اين مجموعه در مرکز شهر واقع شده و توسط چهارمحله مسجدبر، خانه بر، کشه سر و اسدمحله احاطه شده است. پايين ترين طبقه بازار ، راسته چموش دوزها و چاقوسازها بوده است. طبقه دوم عمده فروشها و ساير فروشندگان و طبقه سوم و چهارم كه فوقاني ترين قسمت هاي بازار بوده اند نيز راسته عمده فروشهاي بزرگ و تجار بوده است. وجود حفاظهاي چوبي مغازه ها و همينطور ستون ها و ايوان هاي دو طبقه چوبي در اين بازار نماي بسيار زيبايي را به وجود آورده است. وجود چشمه ها، كاروان سراها و مساجد داخل يا جوار اين بازار از نشانه هاي رونق و پويايي آن به شمار مي آيد. بيش از 160 دهانه مغازه دراين مجموعه قابل شمارش بوده كه البته تعداد محدودي از آنها دائر مي باشند. برخي متروكه ،برخي انبار و برخي نيز به كلي تخريب شده اند. بيش از سه كاروان سراي بزرگ در دو سوي بازار وجود داشتند كه محل اقامت بازرگانان و تاجران بوده اند. بناي اين كاروان سراها هنوز موجود است. هرچهار محله ماسوله نيز در جوار بازار صاحب يك مسجد هستند که عبارتند از مسجد جامع، مسجد اسدمحله، مسجد قنبرآباد و مسجدخانه بر  از اسامي اين مساجد جنب بازار مي باشند. جالب اينجاست كه قديمي ترين مدرسه دولتي ماسوله نيز در بازار تشكيل شده بوده. اين مدرسه با پنج كلاس درس در طبقه دوم مغازه هاي بالاترين سطح بازار واقع بوده و دانش آموزان با وارد شدن به ايوان سرتاسري آن مي توانستند به داخل كلاس هاي درس راه يابند. متاسفانه درحال حاضر تمامي اين قسمت از بازار كه سالهاي متمادي محل مدرسه ماسوله بوده است به كلي تخريب شده و از بين رفته است. درحال حاضر آنچه كه بازار ماسوله را پررونق نگاهداشته است. نه تجارت و دادو ستد كالاهاي مناطق همجوار اين شهر تاريخي، كه رفت و آمد مسافران دور و نزديك به اين مجموعه است. از اين رو واحدها و اصنافي كه روزگاري به تعداد زياد درحال توليد و ارائه و خريد و فروش كالاها بودند ديگر به چشم نمي خورند. به جاي آنها قهوه خانه ها و فروشگاههاي صنايع دستي سراسر بازار را اشغال كرده اند. البته اين واحد هاي جديد صرفاً در فصول مسافرپذير سال، خصوصاً فصل تابستان فعال هستند و ساير فصول يا تعطيل مي باشند و يا بسيار آرام و خلوت هستند. در كنار اين واحدها، اصنافي نيز مايحتاج روزمره اهالي را تامين مي كنند مانند نانوائي ها ، قصابي ها ، خواروبار فروشي ها و بقالي ها که در تمام فصول سال داير بوده و درحال خدمات دهي به اهالي هميشه ساکن ماسوله مي باشند.

نمایی دیگر از معماری ماسوله

متاسفانه كالبد معماري اين مجموعه در دهه اخير بسيار دستخوش تغيير شده و ظاهر قديمي و تاريخي خود را تا حدودي از دست داده است. با اين وجود ، وجود جاذبه هاي خارق العاده كالبدي همچنان چشم گير مي نمايند. اين جاذبه ها مربوط به نحوه دسترسي ها ، هم جواري واحدها و طبقات و همچنين شكل گيري ارگانيك و توپوگرافيك كل مجموعه بازار است كه براي هر علاقمندي به معماري بومي و سنتي قابل اهميت بوده و ستايش برانگيز است. به هر حال ديدن بازار ماسوله از مهمترين مواردي است كه هر مسافر و بازديدكننده و حتي محققي طالب آن است.  

نوشته شده توسط سعید در ساعت 8:27 | لینک  | 

در پایان قسمت 38 دیدیم که یانگوم برای پخت غذای ملکه به آشپزخانه میرود گیومیونگ که یانگوم را در آشپزخانه دربار می بیند او را تهدید کرده و از آشپزخانه بیرون می کند یانگوم مجبور می شود تا در آشپزخانه یونسنگ به طبخ غذای سفارشی ملکه کند. گیومیونگ برای ملکه غذا می برد ولی ملکه به او می گوید که امشب از غذای یانگوم خواهد خورد و گیومیونگ با ناراحتی غذایش را بر می گرداند. گیومیونگ از دستیار پزشک یوئل لی می خواهد تا به اتاقش برود.یانگوم هم برای دیدن داگو و همسرش به خانه او می رود و به خاطر شدت خستگی خوابش می برد.گیومیونگ و یوئل لی نیز آن شب وارد معامله ای می شوند و قرار می شود یوئلی یانگوم را از قصر اخراج کند و در عوض گیومیونگ دستمزد تعیین شده ای را به او بدهد. از طرفی دیگر شاه فرمان می دهد به دلیل شیوع طاعون در حاشیه شهر و قحطی ، پیگیری جدی صورت گیرد و از پزشک ارشد و دستیارانش می خواهد تا  به منطقه شیوع رفته و از شیوع بیشتر بیماری جلوگیری شود. یوئل لی که شیوع بیماری را فرصت مناسبی برای ضربه به یانگوم می بیند در جلسه پزشکان تمایل خود را به اعزام به منطقه شیوع بیماری صریحاً اعلام می کند. البته قبل از اعزام خود به منطقه ، از یانگوم می خواهد تا از این پس او به جایش از ملکه مراقبت کند. یانگوم بدون اطلاع از وضعیت از انجام وظایف قبلی باز می ماند و همه تصور می کنند او برای جلب اعتماد ملکه  ، خود مبادرت به رسیدگی به او نموده است و او را تنبیه می کنند و بدین ترتیب یانگوم اولین ضربه را از سوی یوئل لی می خورد! و یانگوم دوباره چهره موزیانه یوئل لی را می بیند. یانگوم که به تمیز کردن اتاقهای دستیاران تنبیه شده بود اتاق ها را مرتب می کند ولی ضربه دوم دیگری از جانب یوئل لی به او می رسد زیرا لیست داروها  را در لابلای کتاب های مرتب شده یانگوم پنهان می کند و چهره او را نزد پزشکان منفور تر می سازد و همه فکر می کنند او این کار ها را به خاطر کنار زدن یوئل لی انجام می دهد. یانگوم زمانیکه به یوئل لی تذکر می دهد که خواسته او بوده که یانگوم به ملکه رسیدگی کند یوئل لی همه چیز را انکار می کند و یانگوم که می بیند یوئل لی همه چیز را انکار می کند با او بحث می کند و حتی به او هشدار می دهد ، بی اطلاع از اینکه پزشک شین پشت سر او ایستاده و مشغول گوش دادن به صحبت های اوست یوئل لی هم از فرصت استفاده می کند و خود را مظلوم جلوه می دهد و بدین ترتیب سومین ضربه کاری تر از طرف یوئل لی به سوی یانگوم روانه می شود. پزشک شین سریعاً یانگوم را به بخش اداری منتقل می کند. ولی چون او مورد توجه ملکه بود پزشکان تصمیم می گیرند در عوض او را به منطقه شیوع طاعون اعزام کنند و بالاخره یانگوم و سایر دستیاران و عوامل به منطقه شیوع طاعون اعزام می شوند و از بخش نظامی سربازان تحت فرماندهی افسر مین جانگ هو به منطقه اعزام می شوند و یانگوم از این موضوع ابراز خشنودی می کند. در منطقه شیوع بیماری رئیس پزشکان که او نیز قصد ضربه زدن به یانگوم را داشت او را فراخوانی می کند و به او کلید داروخانه را می دهد و از او می خواهد تا مسئول داروخانه باشد و میزان داروها را مدیریت کند. او به خوبی می دانست که میزان دارو برای بیماران کافی نیست! به علت اعلام پزشک مسئول از شدت شیوع بیماری و عدم امکان کنترل بیماری و فقدان دارو ، افسر مین جو برای تهیه دارو به شهر همجوار اعزام می شود و اما توطئه دیگری علیه یانگوم شکل می گیرد. به رئیس پزشک اعلام می شود که فردی را دستگیر کرده اند که قرصهای پزشک را به بیماران می فروخت و البته او نیز یانگوم را بانی این امر معرفی می کند و یانگوم در دردسر بزرگی می افتد و البته این بار یانگوم شانس بزرگی می آورد زیرا کلید داروخانه را تحویل پزشک جو داده بود پزشک مسئول و یوئل لی که اینبار نقشه شان نگرفته بود در صدد راهی بهتر و قوی تر جهت زدن ضربه کاری به یانگوم بودند در همین زمان ، مین جو از اطراف بر می گردد و خبر شیوع بیماری به شهرهای اطراف را گزارش می دهد لذا پزشک مسئول اعلام می کند برای جلوگیری از شیوع طاعون و رسیدن آن به حوالی قصر ، شهر را قرنطینه کنند و به رئیس بانوان پزشک اعلام می کند تا دستیاران را از این وضعیت مطلع کنند یوئل لی با زیرکی به یانگوم می گوید تا برای تهیه دارو به شهر یونگ جی برود و با خود دارو بیاورد و تا ساعت 10 صبح برگردد یانگوم که از وضعیت اضطراری منطقه و اعلام قرنطینه با خبر نبود عازم شهر مجاور می شود یانگوم نیز فرمان را اجرا می کند ولی هنگامیکه به شهر مجاور می رسد متوجه می شود آن شهر نیز طاعون زده است و داروخانه آن شهر دارو ندارد البته بالاخره با دادن پول بیشتر مقداری دارو تهیه می کند و به مبدا باز می گردد ولی پس از بازگشت متوجه می شود  که تمامی پزشکان از شهر خارج شده اند و شهر در قرنطینه است! و به ماموران امنیتی دستور داده می شود تا از هرگونه ورود و خروج به شهر به هر قیمتی جلوگیری شود یانگوم که همه مردم شهر را در حال فرار می بیند متوجه می شود که یوئل لی به او چه حقه ای زده است و از این حقه مبهوت می شود وبه سوی دروازه شهر می رود ولی می بیند امکان خروج از شهر برای هیچ کس و هیچ مقامی ممکن نیست و حتی سربازان با شمشیر مردم را تهدید می کنند.افسر مین جو ، متوجه می شود که یانگوم در شهر باقی مانده است لذا تلاش می کند تا وارد شهر شود ولی به او نیز اجازه داده نمی شود.ولی او که خیلی نگران یانگوم بود مجبور می شود به زور وارد شهر شود و پس از جستجو یانگوم را آشفته و ناامید در گوشه ای می یابد و از او می خواهد تا سریعاً با او از شهر خارج شود ولی یانگوم با کمال تعجب امتناع می کند و می گوید من شرایطم با مردم اینجا یکسان است.من نیز از سوی پزشکان دربار  طرد شده ام و دوستانم مرا رها کرده اند.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 9:20 | لینک  | 

جزيره انزلی حدود پانزده هزار سال پیش ، از سطح آب دریای خزر بیرون آمد و به عنوان مهمترین بندر سواحل جنوبی خزر معروف گردید. انزلي در محل پيوستن تالاب به درياي خزر و بر روي رسوب‌هاي دلتايي آن قرار گرفته و به همين علت شهر از 3قسمت تشكيل شده، بخش غربي يا انزلي، بخش مياني يا شبه جزيره ميان پشته و بخش شرقي به نام غازيان.

این شهر در طول جغرافیایی  49/28 و عرض 37/28 واقع گردیده است . ارتفاع از سطح دریا 26- متر ، مسافت تا مرکز استان ( رشت ) 41 کیلومتر و تا تهران 360 کیلومتر است. آب و هوای آن معتدل ، حرارت حداکثر 35 درجه سانتیگراد و حداقل 4 ( متوسط حرارت 16 درجه ) می باشد. انزلی پربارانترین منطقه کشور با بارش سالانه حدودا 3000 میلیمتر است. مساحت 31 کیلومتر مربع و جمعیت حدود 140000 نفر است. انزلی در ساحل دریای خزر آرمیده است. خزر بزرگترین دریاچه جهان است که مساحت آن حدود 436000 کیلومتر مربع است و نفت و گاز از مهمترین ذخایر زیرزمینی آنند. کشورهای روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان همسایگان ایران در دریای خزر هستند.

قدمت تاریخی انزلی به 540 سال قبل می رسد اما از آنجایی که روسها در سال 1805 میلادی انزلی را به آتش کشیدند ، کلیه آثار تاریخی این شهر از بین رفت. از زمان صفویه ، انزلی به عنوان دروازه اروپا جهت تجارت ابریشم مطرح گردید. مورخان بسیاری در آثار خود به انزلی اشاره کرده اند از جمله رابینو ، کنسول انگلیس در گیلان در سال 1906 میلادی به مغازه ها، مدارس با اسلوب اروپایی، مساجد، ادارات دولتی، گمرک ، فرودگاه، کارخانجات پیله خشک کنی و تردد زیاد مسافران اروپایی و اثر آن در ارتقای فکری انزلی چیها اشاره کرده است. آگوستوس هنري مونساسي كه در قرن نوزدهم از اين بندر ديدن كرده، مي‌‌نويسد: «بندر انزلي دهكده‌اي است با جمعيت حدود 200 يا 300نفر كه در كلبه‌هاي شني محصور با بيشه‌هاي پرتقال زندگي مي‌‌كنند و به فانوس‌هاي دريايي و پاروهاي كوچكشان مي‌‌بالند».

انزلی نزدیکترین راه کشتیرانی ایران و اروپا از طریق روسیه می باشد و در بین شهرهای ایران از بسیاری جهات ، اولین است : اداره گمرک ( 300 سال قبل ) ، اداره بندر ( 200 سال قبل ) ، اولین شهرداری در ایران و نیز  اداره فرهنگ ، چاپخانه ، بهداری ، هلال احمر ، برق ، تلفن ، شیلات ، هوا شناسی ، کارخانجات چوب بری و لیموناد سازی  ، سینما و تئاتر ، اولین روزنامه (ساحل نجات ) ، اولین مدارس به سبک نوین ، کتابخانه (1284 ش ) و ...

اهالی انزلی به علت مسافرت به روسیه و عبور مسافران خارجی از این بندر به اروپا زودتر از سایر شهرهای ایران با تمدن غرب آشنا شدند. انزلی طی  جنگ جهانی اول  ( سالهای 1920 -  1917  میلادی ) صحنه درگیری و اشغال و بمباران توسط روسها و انگلیسیها گردید. در طی جنگ جهانی دوم انزلی راه مناسبی جهت انتقال مهمات به سمت روسیه بود و پس از جنگ توسط متفقین به پل پیروزی معروف گردید.

انزلی چیها به میهمان نوازی معروفند و هرساله صدها هزار توریست به انزلی وارد می شوند.

هم اکنون فرزندان انزلی با معلومات عالی در بزرگترین مراکز علمی اروپا و امریکا اشتغال دارند. میزان با سوادان در سال 1370 برابر 85% بوده ( بالاترین بعد از تهران) و هم اکنون 100% می باشد. انزلی دارای 151 مدرسه ، دانشکده پرستاری ، دانشگاههای پیام نور و آزاد می باشد.

انزلي، هتل‌هاي مناسب و تاسيسات اقامتي و پذيرايي و در كنار آن تعدادي تاسيسات گردشگري از قبيل اردوگاه جهانگردي، دهكده ساحلي و شهرك‌هاي توريستي دارد.

مذهب اکثریت مردم شیعه است. برخی از زیارتگاههای مذهبی عبارتند از بی بی حوریه ، امامزاده صالح ، آقا سید محمد نجفی ، آقا پیر .

غذاهای محلی : برنج ، پلو با مغز گردو و پیاز و سیر و ماهی شور و اشپل ؛ ماهی فی ویج ، ماهی سفید ، کباب ازون برون ، خاویار ؛  خورشتهای باقالی قاتق ، فسنجان ، ترش تره ، میرزا قاسمی ، سبزی قورمه ، قیمه ، سیر قلیه  ؛  چاشنیهای سیر ترشی ، هفت بجار ، خیار شور ، بادمجان ترشی .

مشاغل : ماهیگیری ، شکار پرندگان ، صید ماهی کیلکا ، حصیر بافی ، کشاورزی و نوغان داری ( ابریشم )

ديدنيهای انزلی

انزلی از گذشته های دور مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی بوده است و بخصوص سیاحان خارجی در سفرنامه های خود به دیدنیهای انزلی ، درختهای مرکبات ، مرداب ، گلها و ... اشاره کرده اند. قايقراني‌، ماهيگيري و شكار پرندگان روي تالاب انزلي‌، قايقراني در دريا و گردش در پارك و بلوار ساحلي و ديدار از بازار محلي مجموعه اي از خدماتي است كه براي گردشگران تدارك ديده شده است.

 1. مرداب انزلی : مهمترين و جالب‌ترين نقطه شهر انزلي‌، تالاب آن است. مرداب بین المللی انزلی، زیباترین و بزرگترین مرداب دنیا است که از نظر زیست محیطی ، سیاحتی و اقتصادی اهمیت دارد. تالاب انزلی سواحلی پوشیده از نیزار و گلهای دریایی رنگارنگ و نیلوفر دارد و قایقرانی و اسکی ، شکار ، ماهیگیری و گردش با قایق از تفریحات رایج در آن است. وسعت آن 280 کیلومتر مربع و با عمق 2/8- 1/2 متر و دارای جزایر متعدد است. در زمستانها هزاران پرنده دریایی بخصوص قوهای زیبا به این محل مهاجرت می کنند. به علت فراوانی گلهای نیلوفر، مرداب به جزیره گلها نیز معروف است. انواع ماهیان و گیاهان در مرداب وجود دارند.

اين تالاب در قسمت جنوبي بندر انزلي قرار دارد و طول متوسط آن در امتداد شرقي - غربي - 3‌كيلومتر و عرض متوسط آن در امتداد شمالي - جنوبي تقريبا 3كيلومتر و وسعت كنوني آن 90كيلومتر مربع است، در حالي كه تالاب انزلي در گذشته با باتلاق‌هاي اطراف آن در وسعتي حدود 400تا 450‌كيلومتر گسترده بوده است. حداكثر عمق آب در بهار 5/2 متر در قسمت غربي و ميزان بارندگي در اين منطقه سالانه 1500 تا 2000 ميلي متر است. تالاب انزلي به دليل ويژگي‌هاي طبيعي و خصوصيات حياتي آن از زيباترين مناظر آبي ايران و جهان است.  گل‌هاي نيلوفر آبي كه غنچه‌ها و برگ‌هاي آن سر از آب برآورده و سطح وسيعي از تالاب را پوشانده اند، در كنار لانه‌هاي پرندگان متعدد، متنوع و زيباي بومي‌‌و مهاجر منطقه‌، انبوه نيزارها و سكوت حاكم بر آنها از جمله زيبايي‌هاي اين تالاب به شمار مي‌‌آيند.  در برخي نقاط تالاب آب چنان تميز و شفاف است كه مسافران قايق سوار، تصوير خود در آسمان آبي بيكران را مشاهده مي‌‌كنند و لذت مي‌‌برند. از ديدني‌هاي ديگر انزلي‌، محوطه فانوس دريايي يا برج ساعت است.

 2. ساحل دريا : ساحل دریا به طول 35 کیلومتر مکان دل انگیزی جهت آب تنی و آفتاب گیری است.  آنچه سواحل انزلي را از سواحل ديگر درياي مازندران متمايز مي‌‌سازد، عمومي‌‌بودن سواحل آن است كه در دسترس همگان قرار دارد، در حالي كه ساير سواحل درياي خزر مورد دخل و تصرف بخش خصوصي قرار گرفته و مسافران محترم بايد از پشت ديوارهاي بلند و ويلاهاي اختصاصي به دریا بنگرند. سواحل ماسه‌اي انزلي از روزگاران گذشته همواره در مقاطع مختلف سال پذيراي انبوه مسافران بوده است.

3. بلوار : این پارک ساحلی در سال 1307 ساخته شده است. بلوار به وسعت 35000 متر مربع در کنار موج شکن و مشرف به دریا ساخته شده و همراه با گلزار زیبایش دیدنی می باشد.

4. موج شکن ( مول ) : در سال 1895 میلادی جهت ایجاد اسکله و مقاومت در برابر امواج ، زیر نظر دو مهندس روسی ساخته شده و مانند دماغه ای در داخل دریا پیش رفته است. در سالهای اخیر بنای موج شکن توسعه یافته است.

 5. پلهای غازيان و انزلی : به همراه پل انزلی در سال 1316 شمسی توسط مهندسین آلمانی ساخته شده است . دریا از روی این پل بزرگ ، جلوه زیبایی دارد.

6. پل جديد غازيان : دیدن دریا از روی این پل عظیم دیدنی و تماشایی است.

7. مناره : برج ساعت انزلی واقع در محوطه پشتی بازار سپه ( میدان انزلی ) که قدمت آن به سال 1815 میلادی می رسد ، 28 متر ارتفاع دارد و به منزله فانوس دریایی بوده است که در ساحل انزلي و در دل دريا مشاهده مي‌‌شود. این فانوس در سال 1230تا 1234 هجري قمري در زمان حكومت ناصرالدين شاه توسط خسروخان گرجي حاكم وقت ساخته شده استو با روغن چراغ روشن مي‌‌شده و براي راهنمايي دريانوردان به كار مي‌‌رفته است.  در سال 1307 شمسی پس از مرمت این برج ، ساعتی چهار سو بر فراز آن استوار گردید که بعد از تعویض و تعمیر در سال 1369  ، هم اکنون به درستی کار می کند.

 8. موزه : کاخ میان پشته در سال 1312 شمسی ساخته شده و دارای 11 اتاق و یک سالن پذیرایی و چهار سرویس حمام و دستشویی با نمای بسیار زیباست. این کاخ در حال حاضر موزه نظامی می باشد و انواع سلاحهای گرم و سرد از زمان صفویه تا کنون در معرض دید عموم است.

موزه نظامي بندرانزلي در ساختماني قرار گرفته كه خود موزه‌اي از معماري و هنر است. اين كاخ موزه كه در ميان باغ دلگشايي با درختهاي نارنج و سرو محصور شده از شمال به آبهاي نيلگون خزر نظاره دارد. بناي اين كاخ موزه كه به كاخ ميان پشته معروف است در سال ۱۳۱۰به دستور رضاخان و به دست مهندسان ايراني ساخته شده است. 

از در شمالي به راهروي پهن سرسراي كاخ وارد مي‌شوي كه اكنون ماكتهايي از كشتي‌هاي مختلف و برخي ابزار ديگر دريايي در دو طرف و وسط آن قرار داده شده‌است. بعد از گذر از ميان اين راهرو به محوطه سرسراي كاخ مي‌رسي كه با دو رديف پله متقارن سپيد زيبا تو را به طبقه بالا راهنمايي مي‌كند. ساختمان داراي يك سرسراي وسيع ، ۱۱اتاق و يك سالن پذيرايي با چهار حمام و دستشويي است. سقف اتاقها از بتون مسلح است و روي آن به شكل زيبايي با دستان هنرمندان گچ بري شده و گوشه‌ها نيزبا تعدادي مجسمه‌هاي كوچك گچي زينت داده شده است.

كاخ ميان پشته پس از وقوع انقلاب اسلامي چند سالي بلا استفاده ماند و از سال ۱۳۶۷پس از تعميرات اساسي به موزه نيروي دريايي تبديل شد. در حياط كاخ چند اراده تانك و توپ و سلاحهاي سنگين و نيمه سنگين در بين درختان قرار داده شده كه از همان ابتدا نظامي بودن كاخ را به ما يادآوري مي كند.

در طبقه پايين بنا سلاحهاي سبك و ادوات نظامي از زمان زنديه تا دوره رضا خان قرار داده شده‌است. تفنگهاي بزرگ قلعه‌اي، تفنگهاي سنگ چخماق، سپر و كلاهخود و نيزه‌ها سلاحهاي ابتدايي هستند كه جنگاوران كشورمان در قديم از آن استفاده مي‌كردند. طبقه دوم بنا حالت كاخ بودن خود را بيشتر حفظ كرده و در آن از مبلمان مورد استفاده رضاخان و مهمانهايش ، قفسه‌هاي چوبي بسيار خوش ساخت و ظريف و در عين حال مقاوم ، شمعدانها و ساعتهاي برنزي ، ظروف چيني و كريستال كه تعدادي از آنها هداياي سران كشورهاي خارجي به رضا خان است، نگهداري مي شود.

راديو ضبط مبله هديه هيتلر به رضا خان يكي از اين تحفه‌ها است. تابلوي كبك آويز اثر كمال الملك و تابلوي نقاشي كار ناصرالدين شاه از جمله تابلوهاي موجود در كاخ است. يكي ديگر ازآثار زيباي موجود لوستري است كه از چوب يك پارچه تراشيده شده و بر سقف يكي از اتاقها نصب شده‌است. ميزهاي چوبي خوش تراش با طرحهاي بسيار ظريف و زيبا حكايت از سليقه هنرمندانه صنعتگران آن زمان دارد. در همه اتاقها شوميه ديواري تعبيه شده و پنجره‌هاي بزرگ فضاي درون كاخ را به طبيعت زيباي پيرامون پيوند مي‌دهد.

سالانه تعداد قابل توجهي از ايرانگردان و حتي گردشگران خارجي از اين موزه ديدن مي‌كنند.

 9. شنبه بازار :  بازار محلی با قدمت بیش از 100 سال، در روزهای شنبه هر هفته برگزار می شود و محل فروش انواع محصولات و غذاهای محلی است.

 10. بازارچه مرزی : بازارهای معروف به بازار روسی عبارتند از گیلار ، کاسپین ، پردیس و سنگاچین

11. دهکده ساحلی :  مجتمع مسکونی و ویلایی دهکده ساحلی در ورودی شرقی انزلی واقع شده است و دارای 50 سوئیت ، 25 آلاچیق و... با قابلیت اسکان صدها نفر می باشد. این مجتمع دارای رستوران، فروشگاه، پارک ، مسجد ، منطقه شنای برادران و خواهران، زمینهای ورزشی ، ویلاهای ساحلی و ... می باشد.

12. ساختمان شهرداری و شهربانی : مشرف به بلوار ساخته شده و محل ترنم موزیک که به حافظیه معروف است در آن واقع است.  بناي شهرداري انزلي يك بناي زيبا و ضمنا از نظر تاريخي قابل توجه است‌، زيرا شهرداري بندر انزلي اولين شهرداري ايران است.  اين بنا در سال 1300 هجري شمسي ساخته شده است.

13. سينماها : چهار سینمای قدیمی شهر عبارتند از گل سرخ، هلال احمر، ایران و نیروی دریایی

 14. مجتمع تفريحی طرح دريا : مناطق ویژه و مجهز طرح شنا مخصوص خواهران و برادران در خیابان پاسداران ، ساحل قو و نیز جنب هتل سفیدکنار قرار دارد که مجهز به انواع خدمات رفاهی، نجات غریق ، اسکله قایقرانی ،مرکز خرید و غیره می باشند.

علاوه بر موارد فوق : پارک شهر -  ميدان مالا - آرامگاه بی بی حوريه-   امامزاده صالح - آرامگاه آقا پير - آرامگاه آقا سيد نجفی و... را می توان اضافه کرد .

اقتباس : سایت رسمی باشگاه ملوان نيروی دریایی بندر انزلی 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 18:25 | لینک  | 

دیدیم که ملکه مادر از ناحیه معده و طحال دچار مشکل شده بود و قادر به خوردن دارو و غذا نبود و بدین منظور جلسه پزشکی برگزار شد و همه تقصیرات هنوز بر گردن استاد یانگوم بود! هر لحظه خبر بحرانی تر شدن حال ملکه مادر به گوش پزشکان می رسد و لی راهی برای درمان او یافت نمی شود .پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر دیگر هیچ فکری به نظرش نمی رسد و کاملاً نگران است. یانگوم به آشپزخانه سلطنتی مراجعه می کند و از گیومیونگ تقاضای لیست مواد غذایی تجویز شده به ملکه مادر را می کند همچنین نگاهی به لیست مواد غذایی که برای ملکه مادر در گذشته سرو می شده می اندازد و متوجه می شود که ملکه مادر به برخی از خوراک از جمله لوبیا سبز ، سیر و ماهی کپور و.. تمایل نداشته اند و هیچگاه از آن ها استفاده نمی کرده اند و این موضوع را به استادش اطلاع می دهد . یانگوم به استادش استفاده از غذاهای که بصورت قرص تهیه شده را پیشنهاد می کند و شروع به ساختن قرص می کند ( البته در آشپزخانه  یونسنگ ) و ملکه مادر برخلاف سایر غذاها می تواند قرص هایی که یانگوم ساخته بود را استفاده کند .یوئل لی که محل ساخت قرص های ملکه مادر را می یابد و متوجه می شود در قرص ها سیر بکار رفته به سرعت به پزشک سلطنتی اطلاع می دهد و ملکه برای سرکشی سریعاً به سوی آشپزخانه یونسنگ می رود و به یانگوم می گوید چطور جرات می کند از سیرهایی که ملکه مادر از آن متنفر است استفاده کند؟!و ملکه سریعاً خواستار برکناری پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر می شود .ملکه مادر پس از اطلاع از این موضوع که در قرص ها سیر بکار رفته بود چندان ناراحت نمی شود و از یانگوم و پزشک شین می خواهد تا داخل بیایند یانگوم و پزشک شین که منتظر شنیدن اخراج خود بودند با شنیدن این خبر واقعاً تعجب می کنند.ملکه مادر از پزشک شین می پرسد اگر ذره ای سیر در غذایی باشد من متوجه می شوم پس چطور او قرص ها را تهیه کرده بود که متوجه سیر نشده است؟! پزشک شین اعلام می کند که یانگوم اینکار را کرده بود و یانگوم هم توضیح می دهد و ملکه مادر آن دو را بسیار تشویق می کند.درمان ملکه مادر از شرایط بحرانی خارج می شود و طب سوزنی نیز انجام می شود.رئیس کاردار به پیش پزشک شین و یانگوم می آید و به آنان اطلاع می دهد که شاه قصد دارد به دلیل کار خوب آنان به آنها پاداش و جایزه بدهد. ناگهان متوجه یانگوم می شود و به او می گوید تو یانگوم هستی که قبلاً.... و با او در مورد مسایل گذشته کمی صحبت می کند و به او می گوید در مورد مسایل کوچک روی من حساب کن! و یانگوم بلافاصله به او می گوید که تقاضایی از او دارداز طرف دیگر یوئل لی به پیش گیومیونگ می رود و به او می گوید که شنیده است که اگر او به شما کمک کند قدرت و امنیت بدست می آورد و ادعا می کند که می تواند یانگوم را به دردسر بیاندازد!بانو مین یونسگ را بیرون می برد و در برابر نور ماه به او نحوه دریافت انرژی و آداب ملاقات به شاه را می آموزد ولی در این حین پادشاه سر زده به دیدن یونسنگ می آید ظاهراً  در اثر تقاضای یانگوم به رئیس کاردار ولی یونسنگ در محل خود نبود شاه مدتی منتظر می ماند و رئیس کاردار یکی را برای یافتن یونسنگ می فرستد یونسنگ به سرعت بر می گردد ولی ظاهراً شاه رفته بود و او باز هم نتوانسته بود شاه را ملاقات کند.او شروع به گریه می کند ولی ناگهان شاه دوباره باز می گردد و یونسگ را بیدار می کند! (البته اگر مثل قسمت قبلی سانسور نشود) یونسنگ آن شب تلاش می کند تا آداب مربوطه را انجام دهد ولی شاه متوجه می شود که یونسنگ خیلی ساده و پر اضطراب است و این اعمال او آموخته دیگران است! ملکه ، یانگوم را فراخوانی می کند و از او به خاطر تشخیص صحیح بارداری خود تشکر می کند و متوجه می شود که او را قبلاً دیده است و یانگوم به او توضیح میدهد و ملکه برای بانو هن اظهار تاسف می کند.ملکه به یانگوم می گوید در آینده می تواند در بعضی موارد به او کمک کند!  و ملکه از یانگوم تقاضا می کند غذایی که در حین مسابقه طبخ کرده بود مجدداً برایش آماده کند یانگوم برای تهیه مواد غذایی مورد نیاز به آشپزخانه سلطنتی می رود که ناگهان بانوی اول (گیومیونگ) وارد می شود و از او می پرسد اینجا چکار می کند؟ تا بعد

نوشته شده توسط سعید در ساعت 13:38 | لینک  | 

میلاد با سعادت باقرالعلوم ، امام محمد باقر (ع ) ، بر تمامی دوستان و شیعیان آن حضرت مبارک باد. 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 12:42 | لینک  | 

 

دوستانی که تابحال با من همسفر بوده اند، اکثراً از آهنگ عذر خواه (خواننده رشتی) که گوش می دم خوششان می ياد. من هم بخاطر احترام به سليقه اين عزيزان متن آهنگ را در اينجا قرار داده تا شايد علاقه مند ديگری هم باشد.

امروز آفتاب ننمه از کو طرف بیرون بامو که گومه کودی تی رایه

بو خدا حیرانمه که پس از دو سال الان بیدمه تی روی مایه

 وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

بوشوی تو جی می ور ندیی مره خبر 

کور من تی دوری وستی دیوانه بوستم

تی عشق جه تو دنیا افسانه بوستم

وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

دیل تی وستی نالان بو چوم تی وستی گریان بو

غم همش می میهمان بو یار تیشین سیر از جان بو

وا وا وا چی عجب یاد فقیران بو کودی وا وا وا بامویی می لب خندان بو کودی

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 15:22 | لینک  | 

ملکه مادر به خاطر اخراج پزشک خانوادگی اش ، از درمان امتناع می ورزد شاه که از حرکت ناگهانی مادرش در این مورد تعجب می کند از بانوی اول می خواهد تا علت آن را جویا شود . پزشک مسئول سلامتی ملکه مادر برای بردن دارو پیش او می رود ولی با کمال تعجب مشاهده می کند که پزشکی که شاه او را اخراج کرده بود نزد ملکه مادر است و ملکه مادر به پزشک شین می گوید چطور به داروی تو اعتماد کنم در حالیکه در گذشته کسی به خاطر درمان نادرست تو مرده است؟! و پزشک اخراج شده به ملکه مادر می گوید که به دلیل اشتباه این پزشک دربار ضربه شدیدی دیده است و به پیشنهاد وزیر جو بخشیده شده است و به این ترتیب نه تنها پزشک شین بلکه وزیر چپ و افسر مین جو نیز مورد هدف قرار می گیرند.خبر به افسر مین می رسد و افسر مین بیان می دارد که توطئه وزیر اوگیومو و خاندان چویی است زیرا نمی خواهند زمین هایشان را از دست بدهند مادام چویی دلیل امتناع ملکه مادر را به شاه اطلاع می دهد در نهایت شاه که وضعیت مادرش را در خطر می بیند اعلام می کند تا پزشک شین را بر کنار کنند و اگر سودی حاصل نشد زمین ها را پس می دهد و اگر باز هم نشد.. پزشک شین باوجودیکه خبر عزل خود را می شنود به پیش ملکه مادر می رود و از او خواهش می کند تا به سلامتی خود اهمیت بدهد ولی ملکه مادر این خطاب را توهین تلقی می کند. ناگهان یانگوم از ملکه مادر خواهش می کند تا شرط بندی با شاه را کنار بگذارد زیرا در این شرط بندی جان خیلی ها به خطر می افتد و به او می گوید این شرط بندی روی زندگی خودتان است و نه آزمایش شاه ویانگوم به ملکه مادر پیشنهاد می دهد به جای اینکه روزی زندگی اش شرط بندی می کند با او شرط بندی کند! و می گوید اگر با من شرط بندی کنید فقط زندگی من در خطر است در حالیکه اگر با شاه شرط بندی کنید زندگی خود ، معلم من و پادشاه و مردم چوسان در خطر است! ملکه مادر می گوید شرط بندی تو چیست؟ یانگوم می گوید : اگر من برنده شود شما معالجات معلم مرا می پذیرید و اگر باختم زندگی من برای شما! ملکه مادر از یانگوم می پرسد آیا زندگی تو چنان بی ارزش است؟ یانگوم می گوید : زندگی من با ارزش است ولی زندگی معلمم با ارزش تر است ملکه می گوید چطور شروع کنیم؟ یانگوم معمایی مطرح می کند : "او کیست که تست کننده غذای پادشاه از دوران بسیار قدیم بوده ، تست کنندگان غذا در چین همگی از او اساس گرفته اند او خدمتکار است و کارهایی به آن پستی انجام می دهد ، معلم تمام خانواده است افسانه ای گفته  زمانیکه او زنده است تمام کوه ها پوشیده است و زمانیکه بمیرد تمام دنیا را آب می گیرید! " و سپس به ملکه مادر می گوید شما به خاطر سلامتی خود تنها یک روز مهلت پاسخ دارید. پزشک مسئول این خبر را به گوش سایرین (مین جو ، یانگ داک ، داگو ) می رساند و بیان می کند که اگر یانگوم موفق شود وزیر اوه به دامی که خود درست کرده می افتد ولی اگر موفق نشود بی شک 3 انسان خوب را از دست داده ایم! آن شب همه افراد قصر و شهر به جواب معمای یانگوم فکر می کرند... از جمله داگو و همسرش و حتی بانو چویی برای شکست یانگوم از همه خواسته بود تا در کتابها و از هر طریقی جواب را پیدا کنند!و قطعاً پادشاه نیز به پاسخ معما می اندیشید. همه با مشاهده یانگوم از او پاسخ را می پرسیدند! مادام چویی به پیش ملکه می رود و به او می گوید ما جواب را یافتیم نگران نباشید! زمان شرط بندی به پایان می رسد و افراد مرتبط جهت شنیدن پاسخ ملکه در اتاق وی گردهم می آیند.در همین حین ملکه مادر اعلام می کند "معالجات پزشکی را می پذیرم" و حیرت دیگران را برمی انگیزد! پس از آنکه پزشکان معالجات ملکه مادر را انجام می دهند... شاه و ملکه به ملاقات ملکه می روند ، شاه یانگوم را سرزنش می کند که چطور در چنین وضعیتی ملکه مادر را به زحمت انداخته و از او خواسته در مورد معما بیاندیشد ولی ملکه مادر می گوید آنچنان در زحمت هم نیافتادم زیرا بانو چویی جواب را به من گفت! شاه می پرسد این پاسخ چیست؟ ملکه مادر می گوید جواب معما من هستم! و سپس یانگوم شروع به توضیح می کند..ملکه می گوید او دختری زیرک است زیرا من از ابتدا بازنده بودم اگر پاسخ را نمی دانستم که بازنده بودم و اگر پاسخ را می دانستم می فهمیدم که کارها را برای پسرم سخت کرده ام... هم اینک نه می توانم او را تنبیه کنم نه به او جایزه دهم.یونسگ برای پرسیدن ماجرا به سوی یانگوم می آید و شاه در حین راه او را می بیند و از او سوال می کند ازبانوی کجاست ؟!در این حین شین بی ناگهان یانگوم را صدا می کند و اعلام می کند که حال ملکه مادر وخیم است..شاه بسرعت نزد ملکه مادر می آید و از پزشکان می پرسد چرا او داروها را استفراغ می کند پزشک بیان می کند که بدلیل تاخیر درمان طحال و معده او بسیار ضعیف شده است.. پادشاه از پزشک اول دربار درخواست می کند تا درمان ملکه مادر را در اولویت امور قرار دهد و پزشکان جلسه اضطراری تشکیل می دهند ، در بین جلسه خبر می رسد که حال ملکه مادر اصلاً خوشایند نیست و حتی غذاهای عادی را نیز استفراغ می کند...

نوشته شده توسط سعید در ساعت 16:8 | لینک  | 

 

سالروز ميلاد خجسته حضرت فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان را به همه مسلمين عالم به خصوص  به همه مادران و زنان ايرانی تبريک عرض می نمايم .

نوشته شده توسط سعید در ساعت 16:45 | لینک  | 

 

این روزا وبلاگهایی که در مورد سریال جواهری در قصر فعالیت دارند بینندگان زیادی دارند هرچند در این زمینه با دوستان همکاری دارم ولی جا داره چند تا عکس از خانم لی ( یانگوم ) برای علاقه مندان آن اینجا بزارم.

عکس ۱

1

عکس ۲

 

 

 

2

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 12:25 | لینک  | 

 سلام

از امروز سعی دارم شهرهای استان گیلان و جاهای دیدنی آنرا به شما معرفی کنم

فقط امیدوارم وقت کافی برای پیدا کردن مطالب و عکسها داشته باشم

 شهرستان فومن از جمله شهرستان های زیبا و دیدنی استان گیلان است که به واسطه طبیعت بکر و دیدنی آن و همچنین به واسطه آثار تاریخی همچون قلعه رودخان؛ از اهمیت فراوان در بحث گردشگری برخوردار است.

قلعه رودخان
بنای عظیم قلعه رودخان مربوط به دوران سلجوقیان است که در 25 کیلومتری جنوب فومن قرار دارد. این قلعه با وسعت بیش از 25 هکتار و تعداد 42 برج و بارو، به طول 1550 متر در زمره یکی از قلاع عجیب و نادر ایران به شمار می رود.

داخل قلعه

هیبت ظاهری، تنوع حجمی و نزدیکی برج ها به یکدیگر، موقعیت مکانی مناسب و بهره گیری از شیوه های مختلف معماری در احداث آن بر معماری خارق العاده و عجیب آن دوران گواه است. واین امر باعث گردیده که هر ساله مسافران زیادی از این قسمت دیدن نمایند.

دیوارها

جاهای دیدنی فومن :

۱) مجسمه های قشنگی که در پارک فومن (معروف به چهار دختران ) میباشد. 

۲ ) مجسمه های معروف به شکاربابان که در خیابان سردار جنگل  ( ابتدای مسیر جاده ماسوله ) می باشد .

mr.gholinejad

۳ ) مجسمه  میدان اصلی شهر ( روبروی سینما )   

مجسمه

همچنین کلوچه های خوشمزه فومن (قند کلوچه) که نیازی به تعریف و تبلیغ ندارند ، از جمله سوغاتی های معروف این شهرستان می باشد .

البته در مورد ماسوله مطالب جداگانه ای ارائه خواهم داد

 

نوشته شده توسط سعید در ساعت 9:4 | لینک  | 

  

krai vk'd 'dghk

گیلان یکی از استان های شمالی ایران است که 14711 کیلومتر مربع وسعت دارد. رشته کوههای البرز، همانند دیواری در غرب و جنوب گیلان کشیده شده است؛ به همین سبب، آب و هوای گیلان، معتدل و در اکثر نقاط دارای رطوبت بالایی است. گیلان مرطوبترین ناحیه کشور است و سالانه بیش از 2000 میلیمتر باران دارد. بخش وسیع گیلان جلگه ای و مابقی کوهستانی است. بیش از 40 رودخانه در گیلان جاری است که مهمترین آنها سفیدرود است. گیلان منطقه ای کشاورزی است که مهمترین محصولات آن عبارتند از برنج، چای، زیتون، مرکبات، ابریشم، شیر، گوشت، مرغ، ماهی، خاویار، مربا و انواع شیرینی و کلوچه.

گیلانیان در دوره های قبل از اسلام؛ کم و بیش آزاد و مستقل زندگی می کردند و با تشکیل پادشاهی های کوچک بر سرزمین خود فرمان می راندند. هنگامی که یزدگرد سوم، آخرین شهریار ساسانی در حال فرار از چنگ سپاهیان عرب به دست آسیابانی کشته شد، در کناره های خزر، گیلان، طبرستان، رویان و گرگان؛ چند خاندان از شاهزادگان محلی و بزرگان ساسانی فرمانروایی می کردند. بعضی از آنها مطیع یا متحد دربار ساسانی به شمار می رفتند و برخی نیز مستقل یا نیمه مستقل بودند. بعد از یزدگرد، اغلب خاندان های مزبور طی سالهای طولانی سپاهیانی را که خلفای بغداد برای گشودن این نواحی گسیل می داشتند در هم شکسته و به دشمنان آنها یعنی سادات علوی پناه میدادند. گیلانیان و دیلمیان و طبریان در پناه رشته کوه های البرز به مقاومت قهرمانانه ای دست زدند و از ورود تازیان به سرزمین های خود جلوگیری کردند. قسمت های وسیعی از کرانه های خزر، مخصوصا گیلان، در سایه وضع طبیعی و جغرافیایی خود و به نیروی پایداری و استقامت و دلاوری مردان سلحشور و آزاده خویش تا دو قرن و نیم بعد از حمله اعراب در برابر سیل خروشان لشکر اسلام مقاومت کردند و تن به تسلیم ندادند. رشته کوه های بلند و صعب العبور البرز از یک سو و آب های متلاطم دریای خزر از سوی دیگر این خطه را به صورت دژ جنگی مستحکمی در آورده بود که ساکنان آن را در مقاومت های دلیرانه علیه اعراب یاری می کرد. با تمام توانایی و قدرتی که کشورگشایان عرب در آن زمان داشتند ساکنان کرانه های خزر، سر به اطاعت آنان فرود نیاورده استقلال و آزادی خود را حفظ کردند.

تا اواسط قرن سوم هجری یعنی دویست و پنجاه سال پس از ظهور اسلام، مردم گیلان با آئین جدید آشنایی نداشتند زیرا از زمان حمله اعراب به ایران جنگ و ستیز میان آنان و اعراب جریان داشت. ابن حوقل جغرافی دان معروف قرن چهارم هجری در اثر ارزنده خود به نام "صوره الارض" به دفعات گیلان را، در قرون اولیه هجری مورد تایید قرار داده است. او در معرفی کوه های دیلم می نویسد: "اما سبب این که جبال دیلم به همین نام خوانده شده است این است که استقلال دارد و پادشاهانی در آنجا حکومت می کنند".

گیلان یکی از زیباترین مناطق ایران است که هرساله پذیرای تعداد بیشماری از ایرانگردان داخلی و خارجی است. جنگل های زیبا و ییلاق های مصفای کوهستان های غرب و شرق گیلان، سواحل زیبای دریای خزر و تالاب بین المللی انزلی که از ویژگی های منحصر به فرد گیلان است و دهها مرکز تاریخی، مذهبی و تفریحی، شاهد انبوهی از جمعیت بازدیدکننده در تمام فصول سالند.

شاید دور از واقعیت نباشد اگر بگوییم که مهمترین جاذبه استان های شمالی و البته به طبع آن گیلان عزیز؛ دریاچه خزر باشد. دریایی که به واسطه نجیب بودن و دوری جستن از سایر آب های آزاد دنیا دچار کم لطفی شده و لقب دریاچه را به خود اختصاص داده. دریایی بسیار زیبا که انسان را در همان دیدار اول شیفته خود می کند و ساعت ها می توان به حرف هایش گوش داد و با آن سخن گفت. دریایی که هر وقت بخواهی به افق آن نظر بیفکنی؛ تنها چیزی که می بینی مروارید اشک های چشمانت است که از داشتن همچون نعمتی بی اختیار بر بی کرانی آن بوسه می زند.

منابع:
anobanini
malavan (dot) net
fa (dot) wikipedia (dot) org
guilan.blogfa.com
جغرافیای استان گیلان، وزارت آموزش و پرورش

نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:44 | لینک  | 

سلام

تا امروز در پرشین بلاگ فعالیت داشتم ولی امروز به کمک یکی از دوستان این وبلاگ را راه اندازی کردم .

امیدوارم موفق باشم.

نوشته شده توسط سعید در ساعت 17:6 | لینک  |